3D girl....

میدونی من دوست دارم من عاشقتم میمیرم برات عزیزمی میبوسمت… چندتا میم داره؟

اگه یه روزی فکر کردی که یه نفر هر جا میری دنبالته و هر مشکلی واست پیش میاد واسش مهمه و میخواد بهت کمک کنه مطمئن باش که اون من نیستم!
 

 
 

ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٩ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

شکسپیر:

اگه عاشق کسی شدی،

بهش نچسب، بزار بره

اگه برگشت که ماله توئه

اگر برنگشت، سَم که داری، خودتو بکش!

 

Optimist:

If you love someone,

Set her free....

Don't worry, she will come back.

.

.

.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

مورچه هر روز صبح زود سر کار می‌رفت و بلافاصله کارش را

شروع می‌کردبا

خوشحالی به میزان زیادی محصول تولید می‌کرد

رئیسش که یک شیر بود، ازاینکه می‌دید مورچه می‌تواند بدون

سرپرستی بدین

گونه کار کند، بسیار متعجب بود

بنابر این بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در

سرپرستی داشت و

به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

نفر اول:

دروغ اول: سلام عزیزم. صبحت به خیر، چقدر خوشگل شدی

امروز!

دروغ دوم: وا، چه خوب. بابات اینا شب میان خونه‌مون؟ چه

عالی، خیلی خوشحالم کردی.

دروغ سوم: حتماً برات می‌خرم.

دروغ چهارم: الو، عزیزم من الان توی جلسه‌ام.

دروغ پنجم: خورده به در ماشین قرمز شده!

دروغ ششم: اگه بدونی امروز چقدر دلم برات تنگ شده بود؟!

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٩ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

فرق این کلمات با کلماتِ بقیه‌یِ شهرها این است که مشهدی‌ها هیچ‌کدام معمولا

نمی‌دانند که این کلمات را فقط آن‌ها به ‌کار می‌برند و دوم این که این کلمات بسیار

مصطلح هستند. اگر شما کلمه‌های دیگری سراغ دارید و یا این که در شهری دیگر

زندگی می‌کنید اضافه کنید و دوباره بفرستید تا این کلمات از یاد نروند

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٩ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

تقصیر خواهرم است که از شوهرش طلاق گرفت و باعث شد
نظر همه نسبت به ما عوض شود!
تقصیر بابا است که آن قدر پول ندارد که چشم ملت در بیاید!
تقصیر مامان است… مگر نمی گویند مادر را ببین دختر را بگیر؟!

تقصیر پسرعموست که نفهمید عقد دختر عمو و پسر عمو را در

آسمان ها بسته اند!
 
تقصیر استادمان است که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و
باعث شد دیگر کسی جرات نکند از من خواستگاری کند!
 
تقصیر مادر شوهر عمه است، می دانم که بختم را او بسته!
 
تقصیر پسر همسایه دست راستی است که به خودش اجازه داد
از من خواستگاری کند!
 
تقصیر پسر همسایه دست چپی است که به خودش اجازه نداد
از من خواستگاری کند!
 
تقصیر تلویزیون است که توی همه سریال هایش همه جوان ها
ازدواج می کنند و اصلا به مشکلات ما جوان های ازدواج نکرده
نمی پردازد!
 
تقصیر مطبوعات است که توی مطالبشان همه جوان ها از هم
طلاق می گیرند و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می کنند!
 
تقصیر دولت است که فکری برای حل بحران ازدواج جوان ها نمی کند!
 
تقصیر مجلس است که به جای سربازی اجباری، پسرها را
مجبور به ازدواج اجباری نمی کند!
 
تقصیر مردم است که انقلاب کردند و باعث شدند مدارس مختلط
جمع بشود!
 
تقصیر عراق است که کلی از پسرهای آماده ازدواج ما را به
کشتن داد!
 
تقصیر انگلیس است، این که اصلا گفتن ندارد. همه می دانند که
 
همیشه و همه جا کار، کار انگلیس است!
 
تقصیر کره زمین است که جوری نچرخید که من و نیمه گمشده
ام به هم برسیم!
 
تقصیر قمر است که روز به دنیا آمدن من در عقرب بوده...
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٤ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

١- امضای تاییدیه منطقه جغرافیایی برخورد با زمین (همه جای

ایران سرای من است)

2- تلفن اضطراری جهت اعلام سقوط به ترتیب اولویت خانواده

همسر، خانواده خود، طلبکاران، بدهکاران

3- کپی وصیت نامه به همراه رضایت نامه امضا شده.

4- فیش بانکی مربوط به غسل میت با آب غیر یارانه‌ای.

5- فیش بانکی هزینه امتحان شفاهی شهادتین.

6- مبلغ 200 هزار تومان بابت قطع درختان محل سقوط به

حساب شهرداری.

7- فیش بانکی به مبلغ 50 هزار تومان عوارض خروج از جهان

هستی.

8- فیش بانکی به مبلغ 20 هزار تومان بابت تسلیت از رسانه

ملی.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٤ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

ریاضی: بازی با مرگ

نمره 10: میخواهم زنده بمانم

نماینده کلاس: پلیس جوان

 رئیس آموزش پرورش: پدرسالار

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٤ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

سلام و صلوات بر روح تمام مسافرین عزیز

ورود شما را به پرواز ابدی هواپیما خوش آمد می گوییم.

خداوندا! مشیت خودت را در رسیدن و لقا خود بر ما قرار ده و
سرعت آن فزون فرما.

مقصد ما به احتمال 99% بهشت موعود و به احتمال 1%
مقصدی که بر روی بلیط درج شده می باشد.

بستن کمربندها اصلا ضرورتی ندارد، چرا که بستن و نبستن آن
برای ورود به بهشت الزامی نمی باشد.

در صورت بروز اشکال درسیستم هوای کابین ماسک هایی از
بالای سر شما آویزان خواهند شد که شما قبل از آن رایحه ی
خوش ملائکه را احساس خواهید کرد.
 
خواهشمند است هنگام سقوط خونسردی خود را حفظ نموده تا
بتوانید اشهد خود را صحیح قرائت نمائید.

ارتفاع پرواز به تدریج و شاید هم ناگهانی به صفر خواهد رسید،
اما هیچ
خواهیم گرفت و هوای بهشت هم بسیار عالی گزارش شده
است.

خلبان پرواز، مرحوم شهید کاپیتان بهشت زاده و ارواح گروه
پروازی جایگاه ابدی خوبی را برای شما آرزومندند
جای نگرانی نیست. چرا که یک باره تا آسمان هفتم اوج

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٤ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ توسط نظرات () |


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٩ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

مصاحبه شغلی

در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی، مدیر منابع

انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر پرسید:

« برای شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»

مهندس گفت: «حدود ۷۵۰۰۰ دلار در سال، بسته به اینکه چه 

مزایایی داده شود.»


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٩ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و

کسل تر از همیشه.

 

ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.

مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٥ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم …اما واقعا”*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا”دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم

ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱۸ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما

همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیمسالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت

کمبود بچه رو به

وضوح حس می کردیم…

می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که

مشکل از کدوم یکی از

ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…

عشقمون واسه یه

زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در واقع

خودمونو گول می زدیم…

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم…

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱۸ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که

واقعیه.

دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو

شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش

افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد

می شه!

این‌طوری تعریف می‌کنه: ...


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱٤ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

← صفحه بعد

Design By : Night Skin